داوود يونسي کيست ؟ خواننده پر طرفدار خراساني

دوتار خراسان، سازي براي بيان حماسه ها، حسرت ها، زيبايي ها

 

ساز دوتار پيشينه و گذشته ي زيبا و ارزشمندي دارد که در اين مجال کوتاه به معرفي آن مي پردازيم.

 

ما پيش از اين نيز با اساتيد موسپيد کرده ي بسياري در اين باب به گفتگو نشسته ايم اما شنيدن اين دست سخنان از زبان پژوهشگران جوان و نوازندگان تاره نفس در اين عرصه حلاوت و شيريني دگري دارد.

 

داوود يونسي يکي از اين پژوهشگران تازه نفس و مستعد است که در گفتگوي ما حضوري گرم و کارگشا دارد.

او درباب معرفي دوتار سخنانش را اينگونه آغاز مي کند: «دوتار پيشينه‌اي چند هزار ساله دارد. امروزه حوزه‌هاي نواختن دوتار عبارت‌اند از شمال خراسان در شهرهاي قوچان، بجنورد، شيروان، اسفراين، فاروج، درگز، آشخانه و جنوب و شرق خراسان در شهرهاي تربت جام، تايباد، تربت حيدريه، نيشابور، فردوس، بيرجند، بجستان، بردسکن، قائنات، کاشمر، نردين ، خواف و سرخس وگناباد و سبزوار و نواحي ترکمن‌نشين شمال شرق از جمله استان گلستان و بخش علي‌آباد کتول همچنين برخي مناطق استان مازندران. اين ساز در نواحي مختلف، با اندکي تغيير در شکل و نحوه نوازندگي ديده مي‌شود.»

يونسي در باب انواع مختلف دوتار اينگونه ادامه مي دهد: «انواع دوتار در محدوده مرزهاي جغرافيايي ايران به «دوتار خراسان» با دو گونه شمال و شرق،«دوتار ترکمن» و «دوتارمازندران» تقسيم مي‌شود شکل ساز و نحوه در دست گرفتن و سبک نواختن در شمال و شرق خراسان با هم تفاوت دارد. مردم مناطق خراسان قصه‌ها و داستان‌هاي خود را در قالب آهنگ‌هايي زيبا سينه به سينه به نسل‌هاي کنوني منتقل کرده‌اند. محوريت دوتار جنوب و شرق خراسان در شهر خواف و تربت جام و تا حدودي تايباد بوده و مرکزيت دوتار شمال خراسان شهر قوچان است، اما در شهرهاي فردوس، تربت حيدريه، قائن و بيرجند نيز در پي سفر هنرمندان زبده دوتار نواز شرق خراسان اين ساز نواخته مي‌شود. تيره ترکمنهاي سالور تربت جام در شرق خراسان نيز دوتار ترکمني مي‌نوازند.»

ايشان در باب کوک هاي مختلف دوتار مي افزايد که: «دوتار در شمال خراسان با نسبت چهارم و پنجم کوک مي‌شود. با کوک ترکي مي‌توان نغمه‌هايي همچون گرايلي، دونم دونم، دندباي، و کوراوغلي و با کوک کردي آهنگ‌هاي سرموقام، لو، شاه بهرام و جعفرقلي را اجرا کرد. در شرق خراسان نيز دو کوک متداول وجود دارد که اغلب غزليات و دوبيتي‌ها با کوک فاصله چهارم و اشترخجو، آهو و… با کوک فاصله پنجم نواخته مي‌شود. از جمله نوازندگان سرشناس خراساني مي‌توان از نظرمحمد سليماني، قربان سليماني، محمد يگانه، غلامحسين سمندري، عبدالله سروراحمدي، غلامعلي پورعطايي، عثمان محمدپرست و رمضان سلماني بردري نام برد.»

داوود يونسي تاثير تفاوت اقليم هاي مختلف در خراسان بزرگ را در نوع نوازندگي ها اينگونه توضيح مي دهد: «خراسان اقليمي گسترده است و نواحي متفاوت آن، به زعم اهل موسيقي، موسيقي متفاوتي دارد که منطقه به منطقه فرق دارد و با وجود تمام اشتراکات، تفاوت‌هايي ظريف حتي در نحو? نواختن يک نوع ساز دارند. آيينه‌اي براي بيان احساسات، غم‌ها و شادي‌هاي اين مردم است.

شهرهاي شمال خراسان بيشتر شامل فرهنگ‌هاي ترکي و کرديِ کُرمانجي است. سکونت ترک‌زبان‌ها در اين ناحيه قدمت بيشتري دارد و کردهاي کرمانج در چند مرحله که آغاز آن دور? صفويه است، به شمال خراسان کوچانده شدند. اين کوچ ماهيتي سياسي داشت و علت اصلي‌اش ضعف دولت مرکزي در مقابله با قوم ترکمن و استفاده از کردها براي سرکوب ترکمن‌ها بود. تاثير اين درگيري‌ها را در آهنگ‌ها و ترانه‌هاي اين ناحيه مي‌توان ديد و هر دو قوم از موسيقي يکديگر متاثر شده‌اند. براي نمونه، ساز دوزَله از نواحي کردنشين به برخي مناطق ترکمن‌صحرا راه يافت و شيوه‌هاي اجرايي موسيقي ترکمني در ني‌نوازي و دوتارنوازي کردها تاثير زيادي گذاشت. از سوي ديگر، شهرهايي مانند درگز که بيشتر ترکمن‌ها در آنها سکونت دارند و نواحي راز و جرگلان که اساساً ترکمن‌ نشينند، حاوي نوع سوم موسيقي شمال خراسان، يعني موسيقي ترکمني است.

موسيقي کردي شمال خراسان مستقل‌تر است، اما موسيقي ترک‌زبان‌هاي اين منطقه به دليل ارتباط‌هاي زباني و لهجه‌اي در برخي مقام‌ها، داستان‌ها، شعرها و شيوه‌هاي اجرايي دوتار با موسيقي ترکمني قابل قياس است و شباهت‌هاي بسياري با هم دارند. موسيقي کردي شمال خراسان را موسيقي کُرمانجي هم مي‌گويند. کرمانج شمالي را کردهاي خراسان، آذربايجان غربي، ترکيه، شمال عراق و سوريه، و کرمانج جنوبي را کردهاي جنوب درياچ? اروميه، مهاباد، کردستان، کرمانشاه و سليماني? عراق تشکيل مي‌دهند که از نظر گويش با هم تفاوت دارند و در نتيجه، در موسيقي آنها نيز نمود دارد. موسيقي نواحي خراسان شمالي در کنار آداب و رسوم نگاه آييني، بيشترين تاثير خود را از اقليم جغرافيايي اين سرزمين گرفته ‌است که موجب شده موسيقي اين منطقه به دوبخش عمد? کوهپايه‌اي‌ و جلگه‌اي تقسيم شود.

هر کدام از اين مناطق جغرافيايي از نشانه‌هاي خاص موسيقايي تبعيت مي‌کنند. براي مثال، الحان سرزمين‌هاي کوهپايه‌اي (هزارمسجد) تاکيدهاي آوازي ويژه‌اي نسبت به منطق? جلگه‌اي دارد و در مقابل، موسيقي سرزمين‌هاي جلگه‌اي قوچان بيشتر متاثر از موسيقي سازي است.»

همچنين او تاثير فرهنگ کهن وفرهنگ عامه سرزمينمان ايران را بر نواختن ساز دوتار اينگونه ارزيابي مي کند: «بخش آوازي موسيقي نواحي شمال خراسان بيشتر بر پاي? وقايع تاريخي، ديني-مذهبي، حماسي، غنايي، آييني و اساطيري استوار است که از اين ميان مي‌توان به داستان‌ها و شعرهاي موجود در شاهنامه اشاره کرد که با همراهي ساز اجرا مي‌شود. در بيشتر انواع موسيقي نواحي، مضمون اشعار و کلام نوع فواصل موسيقايي را مشخص مي‌کند و موسيقي آوازي نواحي شمال خراسان نيز از اين قاعده مستثنا نيست. براي نمونه، مي‌توان به مقام هراي اشاره کرد که فضايي حزن‌انگيز دارد و در فواصل آواز دشتي اجرا مي‌شود.

داوود يونسي نقش داستان سرايي در نوع نوازندگي دوتار را اينگونه عنوان مي کند: «يکي از ويژگي‌هاي کلام در موسيقي شمال خراسان داستان‌پردازي و نگاه پندآميز است که موجب مي‌شود شنونده در کنار موسيقي، برداشت ديگري نيز از آن داشته باشد و همين نکته سبب شده است که موسيقي در شمال خراسان در کنار برداشت هنري، در مسائل اجتماعي نيز تأثيرگذار باشد.

ايشان در ادامه مختصات و ظاهر دوتار هر منطقه موسيقيايي خراسان را اينگونه بر مي شمارند: «کاس? دوتار شمال خراسان از دوتار جنوب کوچک‌تر است و نظام دستان‌بندي و فواصل موسيقي آن هم با موسيقي جنوب خراسان، بر حسب نوازنده‌ها و خود ساز مختلف است. طول دسته? آن حدود ?? سانتي‌متر و کل ساز حدود ? متر است. قسمت گلابي‌شکل اين ساز از چوب درخت شاه‌توت و دسته? آن از چوب زردآلو يا درخت گردو ساخته مي‌شود. در قديم به جاي سيم از ابريشم استفاده مي‌شد. طبق نظر حاج حسين، براي سيم بم هشت لا و براي سيم زير شش لا نخ ابريشم را به هم مي-تابيدند. حاج حسين ايده‌آل صداگيري از ساز را نواختن با ابريشم مي‌دانست، چرا که عقيده داشت زبان ساز يا سيم که در قديم از ابريشم ساخته مي‌شد، بايد از جنس خود ساز (:چوب توت) باشد . حاجي قربان سليماني سيم زير دوتار خود را مؤنث (: زن) و سيم بم را مذکر (: مرد) توصيف مي‌کند. او، علاوه بر اين، سيم زير را به حضرت آدم و بم را به حوا نسبت مي‌دهد. استفاده از تارهاي ابريشمي به جاي سيم فلزي نيز در شمال خراسان و در نواحي ترکمن نشين رايج بوده‌است. کاسه و صفحه دوتار از چوب توت و دسته آن معمولا از چوب زردآلو ساخته مي‌شود. در قديم به جاي سيم از ابريشم استفاده مي‌شده. اندازه‌هاي دوتار در شمال خراسان داراي استاندارد معيني نيست. دوتارهاي فعلي داراي يازده و گاه دوازده پرده است. پرده‌هاي آن در فواصل نيم پرده نه چندان دقيق بسته مي‌شود و فواصل کوچک‌تر از نيم پرده در پرده‌بندي آن وجود ندارد.»

در آخر اميد داريم پژوهشگران جوان ،همچنان در جهت بالندگي و سرزندگي موسيقي و فرهنگ و هنر منطقه جغرافيايي خود کوشاتر باشند و به مدد قلم و تفکر و ساز و هنر خويش بر اشاعه ي آن همت گمارند.

 

لينک منبع خبر: پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايرانيان